فرهنگ جهاد

اکنون که سال جهاد اقتصادی را شروع کرده ایم و با موج بیداری اسلامی روبرو هستیم چه تکلیفی را با نگاه اولویت به دوش داریم؟
باید به گذشته ای نه چندان دور نظری بیندازیم و جامعه اسلامی را در ابعاد مختلف تحلیل نماییم آنگاه متوجه می شویم که منشا تحولات اخیر در ایران و جهان در همین دو واژه " فرهنگ جهاد " می باشد.
فرهنگ جهاد انسان را آماده می سازد تا از مشکلات نهراسد و گرفتاری ها را به جان خریده به جنگ با دشمن بشتابد.
دشمنان اسلام نشان داده اند که در دشمنی کم نمی گذارند و از هر راه ممکن برای نابودی مخالفین خود بهره برده از هر جنایتی روی گردان نیستند.
خباثت آل سعود و آل خلیفه نشان داد که دنیای کفر و نفاق برای سرکوب اهل ایمان اتحادی ننگین دارند و اهل ایمان نیز باید برای مقابله با هم وحدت کلمه داشته باشند.
البته در این حرکت جهادی اقتصاد در ایران اسلامی حرف اول را خواهد زد و این الگوی جهانی باید بتواند با طراحی سیستم فراگیر اقتصاد اسلامی نظام سرمایه داری حاکم بر جهان را به چالش کشیده نظم جدیدی را در مبادلات و معادلات اقتصادی ایجاد نماید.
بی شک امت اسلامی در خیزش عظیم خود چشم به ملتی دوخته است که تنها برای احیای مکتب اسلامی بپاخاسته و از مجد و عظمت اسلام دفاع کرده است.
ملت فهیم و مومن ایران اسلامی در سال جهاد اقتصادی با همت و تلاش مضاعف فرهنگ جهاد را تداوم بخشیده و بر عزم خویش برای مبارزه سحت و نرم با استکبار جهانی محکم و استوار ایستاده است.

خود در آیینه جامعه

پرسش جدی که در باره شناخت انسان از خود مطرح می شود اینست که بین معرفت نفس و خداشناسی چه ارتباطی وجود دارد؟
انسان معمولا از شناخت خویش محروم است و تنها شناسنامه و مراحلی از عمر که صرف آموختن و خدمات اجتماعی شده است بعنوان زندگینامه ، ارائه می گردد.
شناخت انسان از خویشتن در چهار مرحله صورت می پذیرد :
الف) شناخت استعداد و توانمندی های ذاتی
ب) شناخت صفات وراثتی و غیراکتسابی
ج) شناخت صفات اکتسابی و متاثر از محیط
د) شناخت رفتاری که به مرور زمان تبدیل به عادت شده است.
این مراحل در شناسنامه واقعی آدمی تعیین کننده است و چهره واقعی بشر با مشخصاتی که در این مراحل ، تصویربرداری می شود ، قابل ترسیم می باشد.
واقع بینی در چهره نگاری نفس انسان می تواند پرده از حقیقتی بردارد که کشف آن ، راز هستی را آشکار می سازد.
رازی که ما را به آفریدگار و پروردگار هستی ، رهنمون ساخته و نتیجه اش ، شناخت خدای یکتا خواهد بود.
نکته قابل توجه اینکه در مهندسی فرهنگ که عمدتا به عادات اجتماعی می پردازد ، اهمیت آحاد جامعه بیشتر از مجموعه اجتماع بشری تلقی می گردد زیرا این تک تک افراد جامعه هستند که می توانند مسیر حرکتی را در حوزه ارزشها و باورهای عمومی بوجود آورند.
تبلیغ چهره به چهره و تولید محصولات فرهنگی برای تمامی آحاد مردم در مهندسی فرهنگی اهمیت بسزایی خواهد داشت.
ترغیب انسان برای خودشناسی می تواند در شکل گیری باورها و ارزش های اجتماع بشری تاثیرگذار باشد.

فرهنگ مکتوب

از مهمترین عوامل موثر در هدایت فرهنگ عمومی ، اختصاصی و تخصصی ، فرهنگ مکتوب می باشد.
فرهنگ مکتوب ، مجموعه ای از امکانات نوشتاری است که شامل کتاب ، نشریات ، جزوات ، سایت ها و وبلاگ هایی است که از قلم برای بیان استفاده می کنند.
در فرهنگ مکتوب ، خدمتی که عده ای در نشر آثار مکتوب ارائه می کنند یا آثار مکتوب را عرضه نموده و نیز در قالب کتابخانه ، محیطی را برای مطالعه فراهم می آورند ، حائز اهمیت بسیار است و دولت و مردم در این جهت ، مسئولیت سنگینی دارند.
فرهنگ مکتوب آفاتی نیز دارد و با خطرات و تهدیداتی روبرو می شود که در سه دسته قابل بررسی می باشد :
1- سطحی نگری بمعنای توجه به شکل ظاهری آثار و جاذبه های هنری بجای محتوا
2- انحراف در بیان حقایق و ارائه مکاتب باطل و پوشاندن حق و حقیقت
3- عمق بخشی در وضعیتی غیرقابل فهم برای اکثریت قریب به اتفاق جامعه بگونه ای که بجاب فایده بخشی گاهی با برداشت های ناصواب ، ایجاد ضرر نماید.
البته ناگفته پیداست آثار مکتوب ، علیرغم امکانات گسترده رسانه ای ، همچنان بعنوان موثرترین ابزار برای مهندسی فرهنگ ، شناخته می شوند و باید از این شیوه راسخ و کامل برای پژوهش در حوزه فرهنگ ، برنامه ریزی نمود تا بهره برداری مفیدی در فرهنگ مکتوب داشت.

نظام مندی فرهنگ

فرهنگ در نگاه عموم جامعه امری نامرئی ، غیرقابل مهندسی ، تغییرپذیر و متاثر از تبلیغات می باشد.
اما واقعیت ، چیز دیگری است.
در حقیقت فرهنگ دارای نظامی نامرئی است که تنظیم آن کار هرکسی نیست و نیاز به شرایط و امکانات ویژه ای دارد.
ایجاد این شرایط و بکارگیری امکانات لازم ، نیاز به تخصص در علوم دینی و آشنایی با موضوع مهندسی فرهنگ دارد.
برخی گمان می کنند اگر آنان توان تنظیم فرهنگ را ندارند پس فرهنگ را غیرقابل مهندسی دانسته ، تصور می کنند تنها با مدیریت می توان فرهنگ سازی نمود.
مدیریت می تواند در فرهنگ سازی موثر باشد اما اگر حساب شده به میدان تغییر نظام فرهنگی نیاید ممکن است در آینده نه چندان دور از عملکرد مدیریتی خود نتیجه معکوس دریافت نماید.
البته ناگفته پیداست که فرهنگ در گذر زمان در حال تغییر است اما مدیریت این تغییر بدون آشنایی و تخصص لازم امکان پذیر نمی باشد.
اشتباه دیگررایج ، نگرش به موضوع تبلیغ و تاثیر آن در تحولات فرهنگی است.
باید دانست که تبلیغ هرچند فوق العاده در تغییر ماهیت فرهنگی اثرگذار است اما واقعیت اینست که نوع تبلیغ و ماده آن که همان هنر می باشد با رسانه ای که از آن برای تبلیغ استفاده می شود تماما باید در قالب های خاص خود قرار گیرد و با اندازه مندی ویژه ای بکار گرفته شود تا اثر مطلوب از آن بدست آید.
بهترین و گویاترین مثال ، استفاده از دارو می باشد که باید تحت نظر پزشک متخصص و با اندازه معینی مصرف گردد وگرنه ممکن است برای بدن بجای فایده ، ضرر هم داشته باشد.
تنظیم فرهنگ هرچند یک ضرورت است اما باید با نگرش درست و غیرعوامانه و کاملا عالمانه دنبال شود تا به نتیجه مطلوب منتهی گردد.

مهندسی فرهنگ از «ایده» تا «عمل»

نخستین پرسش اینست که آیا فرهنگ را می توان مهندسی کرد؟
پاسخ ساده آن اینست که اگر نمی شد اکنون پوشش و معماری ایران زمین توسط بیگانگان چنین نمی شد.
سوال دوم اینکه راهکار عملی مهندسی فرهنگ چیست؟
براحتی باید گفت ابتدا فکر کنیم تا ایده شکل بگیرد سپس ایده را با مطالعه و پژوهش ، پردازش نموده آن را تبدیل به طرح نماییم و آنگاه با نظر کارشناسان طرح را تبدیل به برنامه نموده با مدیریت صحیح ، اجرایی سازیم.
سوال سوم اینکه مسیر از ایده تا عمل را در حوزه مهندسی فرهنگ چگونه باید طی نمود؟
پاسخ اینست که فرهنگ در دو حوزه قابلیت مهندسی دارد :
1- فرهنگ عمومی که شامل هرآنچه محسوس و ملموس است خواهدشد از قبیل معماری ، پوشش و مبلمان شهری
2- فرهنگ عامه که شامل رفتار و گفتار عمومی جامعه می شود مانند آداب وسنن و ادبیات
برای مهندسی فرهنگ با سه واژه کلیدی باید سروکار مستمر داشت :
1- احیاء که عمدتا مربوط به فرهنگ حاکم و رایج در گذشته نه چندان دور می شود که در طول زمان بدلایل مختلف مورد آسیب قرار گرفته و نیاز به ترمیم و احیاء دارد.
2- اصلاح که وضعیت موجود فرهنگی را دربرمی گیرد بگونه ای که اگر این دردهای فرهنگی ، درمان نشود خطر انحطاط فرهنگی جدی خواهدبود.
3- ایجاد که وضعیت مطلوب فرهنگی را دربرمی گیرد و بعبارتی دیگر باید شرایطی را ایجاد کرد تا به قله های رفیع هدف رسید.
سوال چهارم اینکه مهندسی فرهنگ را چگونه باید مدیریت کرد؟
پاسخ این پرسش آسان نیست زیرا اولا باید شناخت دقیق و عمیقی از موضوع داشت و ثانیا برای تحقق این کار بلندمدت که زمانی بیش از بیست سال نیازدارد باید حوصله ، سعه صدر ، خودباوری و از همه مهمتر توکلی صد چندان به خدای متعال داشت تا از ملامت سبک مغزان و کوته فکران نگران و نومید نگشت.
برخی مهندسی فرهنگ را با مهندسی ساختمان اشتباه می گیرند و گمان می کنند با بکارگیری تکنولوژی یا اضافه کردن بنا و کارگر می توان به کار سرعت بخشید و یا تصور می کنند با بخشنامه و دستورالعمل می توان فرهنگ سازی کرد.
اساسا کار مهندسی فرهنگ را با نظام اداری نمی توان انجام داد و دولتمردان در این جهت باید کارگزاران فرمانبری برای کارشناسان این رشته تخصصی باشند تا مدیریت مهندسی فرهنگ امکان پذیر گردد.

از آذر86 تا آذر 89

وبلاگ نویسی برای عده ای نوعی سرگرمی است و برخی هم با آن ابراز وجود می کنند و گروهی هم با آن دکان داری و البته جریانی هم در پی ایجاد شبهه در ذهن ها می باشد تا باورها را ضعیف سازد و جمعی هم هستند که با هنر و قلم مسموم خود دنبال ابتذال و فساد در جهان مجازی هستند.
آیا این حضورموثر با گستره وسیع مورد استفاده اهل ایمان هم قرار گرفته است؟
چرا صاحبان هنر و قلم سالم از این ابزار بسیار مهم بطور کامل بهره نمی برند و در این میدان مبارزه بدرستی وارد نمی شوند؟
چگونه می توان مسمومیت فضای مجازی را دید و ساکت ماند؟
از آذر 86 تا آذر 89 توفیقی دست داد تا با حضوری نه چندان شایسته اما بایسته و ضروری بتوانم اهمیت موضوع را درک نمایم و ابتدا با عنوان «فکر» و سپس «فکر راز» و آنگاه «زلال فکر» به قلم زنی مشغول شوم.
هرچند سالیانی قبل با پایگاه اطلاع رسانی «زلال» که تابلو «حوزه مشاوره فرهنگی» را باخودداشت با جهان مجازی آشنا بودم.
اکنون با اتکال به خدای متعال و استمداد از توجهات خاصه بقیةالله الاعظم ارواحنا فداه بر این اندیشه ام که وبلاگ فکر را در جهت مهندسی فرهنگ بکار گیرم شاید این ظرفیت ، بتواند برای تهیه نقشه جامع فرهنگی کشور گامی هرچند کوچک بحساب آید. انشاءالله الرحمن

قرب و قربانی

آدمی اهل دنیا نیست ، زبان این دنیا را هم نمی داند ، جهان برایش تیره و تار است ، از آینده خود بی خبر است و گذشته اش هم خاطره ای بیش نیست.
به هر آنچه دل می بندد از دست می دهد حتی کودکی ، نوجوانی ، جوانی هم سپری می شوند وچهره اش نیز پیر و فرتوت می گردد.
بدن که اصلی ترین تکیه گاه انسان بحساب می آید بسیار آسیب پذیر بوده و با موجودات نادیدنی بنام میکرب ، ویروس و باکتری دچار بیماری شده و با تغییرات سیستم درون بدن امراض لاعلاجی پیش می آید که باید در انتظار مرگ نشست.
روح که اساسا از عالم دیگری وارد این جهان محصور و مادی شده ناشناخته مانده و با مرکب بدن مجبور به پذیرش غرایزی می شود که با امیال فطری او ناسازگار می باشد.
در این هنگامه بی ثباتی پیامبری از درون بنام عقل هماهنگ با رسولی از جانب آفریدگار هستی طریق هدایت را می نمایاند.
این راه که نام دیگرش صراط مستقیم است انسان را به مبدا آفرینش خود نزدیک می سازد و مقام « قرب » را برایش به ارمغان می آورد.
رسیدن به مقام « قرب » « قربانی » می خواهد.
قربانی خود همان خود مزاحم روح همان که اهل این دنیاست و می خواهد آدمی را به این دنیا وابسته کند.
این « خود » را باید قربانی کرد تا به مقام قرب رسید.
حج نمادی از عالم دیگری است که در آن قرب و قربانی را می توان یافت.
این حکایت همچنان باقیست

ولایت امر

یک جامعه بدون رهبر نمی تواند زنده و پویا باشد و یک نظام بدون رئیس محکوم به شکست خواهدبود.
در جای جای جهان ملت ها برای خود رهبران و روسای جمهوری دارند که یا به زور سلاح و یا به تزویر تبلیغ و یا به زور زر به قدرت رسیده اند.
اما مکتب اسلام ناب محمدی برای ریاست نظام اسلامی جایگاهی ویژه دارد ، جایگاهی که با خواست مردم اما با انتصاب خدای متعال مشروعیت می یابد.
روز غدیر روز انتصاب امامت و ولایت و روز اتصال آن به نبوت می باشد.
روز غدیر روزی است که مردم همه آمدند تا با امام منصوب از جانب خدای سبحان بیعت کنند.
روز غدیر روزی بود که امامت مسلمین تا قیام قیامت تعیین گردید.
هرچند این روز مورد جفای مسلمین قرار گرفت اما مقام ولایت امر از امیر مومنان حضرت علی علیه السلام تا امام عصرعجل الله فرجه الشریف برای مومنین تبیین شد.
در زمان غیبت امام عصر علیه السلام نائبانی بصورت خاص و عام در جایگاه ولایت امر قرار گرفتند که در این مقظع از زمان این مسئولیت عظیم بعهده مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مدظله العالی می باشد.
اکنون که شهر خون و قیام « قم » آماده میزبانی نائب امام زمان و ولی امر مسلمین گردیده یاد فرمایشات مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی بهجت قدس سره می افتیم که فرمود : اگر مردم می دانستند استقبال از مقام ولایت امر چه ثوابی دارد هیچکس در خانه نمی ماند.

فطر و فطرت

ماه مبارک رمضان به پایان رسید و مهمانی خدای سبحان نیز تمام شد و عید سعید فطر از راه رسید تا بشارتی باشد برای بازگشت به فطرت
فطر و فطرت ، نشان نتیجه بخش بودن حضور در ضیافت الهی است.
فطر و فطرت ، نشانه پاکی و طهارت نفس پس از یک ماه ترک هوس می باشد.
فطر و فطرت ، شبیه قیامت است زیرا آدمی را از دنیا می رهاند و سعادت یا خدای نخواسته شقاوت را برایش رقم می زند.
فطر و فطرت ، شبیه تولد است زیرا انسان یک بار دیگر با فطرتش پای به گیتی می گذارد.
فطر و فطرت ، نماز دارد زیرا نماز برای ذکر است و ذکر برای آرامش و یک ماه بندگی خالصانه ، اهل ایمان را با دلی آرام برای معراج آماده ساخته است.
فطر و فطرت ، بسیار زیبا و باشکوه است زیرا انسان مومن با پرداخت فطریه ، درد همنوعانش را درک می کند و انسانیت خود را در معرض فرشتگان الهی قرار می دهد.
آیا بازهم شاهد عید سعید فطر و بازگشت به فطرت خویش خواهیم بود؟

شهر منتظران

نیمه شعبان که می شود در شهر منتظران غوغایی است ، گویا زمان ظهور است و زمینه قیام
مردم این شهر و دیار به امام زمان خویش عشق می ورزند.
به چشم سر او را نمی بینند ولی هرگز چهره نورانیش از پیش دل پاکشان محو نمی گردد.
ذکر لب هایشان : اللهم عجل لولیک الفرج
فکر ذهن هایشان : یا صاحب الزمان ادرکنی
بر تکرار دعای عهد ، متعهد و پایبندند.
به زیارت جکمران و نماز امام زمان مشتاقند.
حاجاتشان را در عریضه ای خطاب به حضرتش می نویسند.
از معانی ژرف در زیارت آل یاسین غافل نیستند.
گفتارشان با کردارشان همخوانی دارد.
ورود و خروج در هر کاری را به درستی و راستی انجام می دهند.
به غیرخدا دل نمی بندند و از غیر خدا یاری نمی جویند.
آرامش در قلبشان موج می زند و آسایش در زندگی آنان تماشایی است.
خنده رو و شوخ طبعند.
از حرام می گذرند و در حریم کسی بدون اذنش وارد نمی شوند.
حلال خدا را حرام نمی دانند و از ملامت هیچ کس واهمه و ترسی ندارند.
نائب امام زمان را چون او اطاعت می کنند و از مال و جان خویش به فرمانش می گذرند.
به مرگ می اندیشند و از روز جزا بیمناکند.
دنیا را تنها برای آخرت می خواهند.
ازدواج را تکمیل کننده ایمان خویش می دانند و آن را با استحکام ولی آسان و پایدار عملی می سازند.
به یکدیگر احترام گذاشته و برای هم ایثار و فداکاری می کنند.
با دشمنان خدا دشمنند و با دوستان او دوست
بسیار مهربانند و در حفاظت از خلقت و نعمت خدا جدی و کوشا
در شادی اهلبیت مسرورند و در هنگام مصائب آنان اندوهناک
آماده اند آماده برای صبح ظهور
الیس الصبح بقریب

زجرو اجر

آیا راه خدا به آسانی طی می شود؟
چرا پیامبر اسلام فرمود : هیچ پیامبری مانند من اذیت نشده است؟
معنای سخن : « بهترین کارها سخت ترین کارهاست» چیست؟
چگونه باید در برابر نیش و زهر کلام دوست و دشمن مقاوم و صبور بود؟
به مبعث سالروز بعثت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله نزدیک می شویم ، در بیست و سه سال نبوت رسول اکرم با حضرتش چه کردند؟
بعد از رحلت حضرت با آن همه سفارشی که درباره عترت آن بزرگوار شد و حتی مزد رسالت ، مودت در باره نزدیکان رسول گرامی اسلام قرارگرفت اما آیا مسلمان نماها به این همه سفارش عمل کردند؟
زجر و اجر برای مومنان واقعی و اولیاء خدا پذیرفته شده و اهل ایمان می دانند در برابر هر زجری ، اجری مقرر گردیده و شیرینی اجر الهی آنقدر زیاد است که تلخی زجر دشمنان خدا ناچیز و خود به تعبیر زینب کبری سلام الله علیها زیبا خواهدبود.

جامه تقوا

پارچه دین از جانب صاحب هستی برای انسان ها بعنوان شریعت و طریق هدایت قرار داده شد تا با آراستگی ، زندگی کنند و از حیات خویش بهره برده به کمال و جمال حقیقی نائل آیند.
طراحی ، دوخت و عرضه این پارچه را روحانیت بعهده دارند تا بتوانند مناسب زمان و مکان ، جامه تقوا را برای جامعه بشری آماده نمایند.
روحانیت در درجه اول باید با استفاده از آیات و روایات ، احکام الهی را برای طراحی لباس تقوا استخراج نماید.
لباس تقوا دو لایه دارد:
1- لایه اعتقادی : لایه ای که باور مردم را می سازد و ایمان جامعه را شکل می دهد.
2- لایه اخلاقی : لایه ای که ارزش های جامعه را مشخص ساخته ، رفتار مردم را در جهت درست هدایت می کند.
طراحی لباس تقوا نیاز به اجتهاد دارد زیرا تشخیص احکام الهی برای موضوعاتی که گاهی کاملا با گذشته تفاوت نموده بسیار مشکل است و نیاز به دقت نظر و آگاهی کامل به متون دینی دارد.
مراجع معظم تقلید و مجتهدین حوزه های علمیه ، عمر شریف خود در این جهاد عظیم مصروف داشته تا با اجتهاد خویش در مهندسی اعتقادی و اخلاقی ، احکام الهی را به درستی بشناسند و به درستی بشناسانند.
پس از طراحی لباس تقوا ، نوبت به دوخت آن می رسد که فضلای حوزه های علمیه با تلاش خستگی ناپذیرشان در حوزه تحقیق و پژوهش می کوشند تا براساس سطح آمادگی مردم ، مدل هایی را ارائه نمایند که مورد پذیرش جامعه قرار گیرد.
اندازه مندی احکام الهی بگونه ای است که لباس تقوا همه جامعه را می پوشاند و جزئیات زندگی مردم را در بر می گیرد.
در مرحله نهایی این وظیفه مبلغان دینی است که جامه تقوا را به مردم عرضه نمایند و با دسته بندی و بسته مندی مناسب رسالت خویش را به درستی انجام دهند.
مهندسی فرهنگ در حقیقت به تمامی این مراحل از طراحی تا دوخت و عرضه جامه تقوا اطلاق می شود.
البته در تمامی این مراحل ، شیاطین حضور فعالی دارند تا نگذراند این رسالت پیامبرگونه بدرستی انجام شود و گاهی با نفوذ در بدنه روحانیت سعی می کنند خللی در انجام وظیفه آنان ایجاد کرده ، مردم را بدبین سازند.
باید هوشیار بود و با بصیرت بین دوست و دشمن تفاوت قائل شد و راهی را انتخاب کنیم که صلاحیت رهروانش را احراز کرده باشیم.

شناسنامه

هویت ، مهمترین دغدغه انسان بعد از موضوع معیشت است زیرا با وجود هویت است که فرزندان حضرت آدم و حوا شناخته می شوند و هریک می توانند با شناسنامه خود ، هویت مستقلی را برای خویش رقم زنند.
بشر با این استقلال می خواهد توانمندی و استعداد خود را در نمایشگاه عمر خویش عرضه نموده و در یک رقابت فشرده ، به برتری بر دیگران نائل آید.
این مسابقه ، گاهی خونین و به بهای حذف یکدیگر منجر گردیده ، حسادت جایگزین رقابت سالم می شود.
داستان هابیل و قابیل آن هم در ابتدای خلقت آدم نشان می دهد آتش حسادت از همان آغاز، خانمان سوز بوده است.
واقعیت اینست که احساس هویت یا منشا نفسانی دارد یا منشا رحمانی
اگر منشا نفسانی داشته باشد به حسادت می انجامد زیرا نفس سرکش بشر ، برتری طلبی خود را در ثروت ، شهرت ، قدرت و شهوت جستجو کرده و جز به زیاده خواهی غیرقابل کنترل آرامش نمی یابد.
اما اگر منشا رحمانی داشت این برتری در بندگی خدا دنبال می شود و سعی می کند در تقوا و فضیلت ، گوی سبقت را از دیگران برباید.
انسان ها باید ببینند شناسنامه ای که دارند از کجا صادر شده است؟
رفتار بشر به همین محل صدور بستگی دارد و از اینجاست که عده ای اهل دنیا می شوند و گروهی اهل آخرت
« همت » و « کار» زمانی مضاعف می گردد که آدمی تلاش خویش را با هویت الهی و در مسیر بندگی او بکار گیرد ، آنگاه دنیا و آخرتش آباد می شود.

بهره وری از عمر

گاهی وقت انسان را با طلا مقایسه می کنند و در باره غنیمت شمردن از فرصت ، آن را شبیه ابر و باران دانسته اند که دیمی کار از آن برای کاشت و برداشت استفاده می کند.
اما همه این سخن ها را زمانی درک می کنیم که فرصت عمر به پایان رسیده و دیگر امکان بازگشت به دنیا هم نداریم و متوجه خسارت وقت گذرانی های بیهوده خواهیم شد که جز افسوس و حسرت کار دیگری نمی توانیم انجام دهیم.
نام « همت مضاعف و کار مضاعف » برای هر روز زندگی مناسبت دارد زیرا بشر باید تمام همت خویش را بکار گیرد تا از فرصت عمر حداکثر استفاده را بنماید تا از درون خسران بدرآید.
این خسران برای هر انسانی پیش می آید مگر آنکه باور خود را با توحید ، نبوت ، معاد ، عدل و امامت کامل سازد و آنگاه عمل خویش را برای پروردگارش خالص نماید و سعی کند نسبت به جامعه بی تفاوت نباشد و با حق محوری و حق یاوری ، دیگران را نیز به استقامت و صبر بر طریق حق دعوت نماید.
نشان و علامت نجات از خسران ، هدایت به صراط مستقیم یعنی راه اعتدال و خط صاحبان نعمت است ، راهی که در آن استرس و افسردگی نیست و راهی که به بن بست منتهی نمی شود و رزق و روزی آن بدون محاسبه بدست می آید.
جالب آنکه انسان در این شرایط آرام بخش یاد خدا به نماز می ایستد تا از این وسیله بالابر به کمال و جمال ربوبی نائل آید.
اما آنها که از یاد او دوری کنند ، این زندگی دنیا هم برایشان سخت و ناگوار شود و در آخرت نیز کور و نابینا محشور گردند.
بکوشیم با همت مضاعف و کار مضاعف ، دنیا و آخرت خویش را آباد سازیم که فرصت عمر محدود و رو به پایان است.

تحویل سال و تحّول انسان

سال در پایان زمستان ، نو می شود و انسان ها در بهار طبیعت فرصتی برای تحول می یابند اما چگونه ؟
آیا تحول انسان هم مانند تحویل سال در شکل و شمایل خواهدبود ؟
چرا این تغییرات در طبیعت و انسان ایجاد می شود ؟
واقعیت اینست که خلقت و آفریده خدا براساس حکمت و مصلحت می باشد که الزاما همه آن برایمان قابل فهم نمی باشد.
اما آنچه می فهمیم در یک جمله : « این آفرینش در خدمت انسان و او هم برای رشد و کمالش باید بندگی آفریدگارش نماید.»
این سخن وقتی کامل می شود که بدانیم در مسیر رشد و کمال آدمی ، شیطان هم حضور دارد و تمامی تلاش دشمنانه اش توقف بشر در این مسیر الهی است.
زمان ، بستر حرکت یا بهتر است بگوییم جهاد انسان در صراط مستقیم است.
ثانیه ها ، مثقال ذره عمل آدمی را با خود حمل می کنند و دقیقه ها ، در نشان گذر زمان به چشم می آیند و ساعت ها ، در شبانه روز اوقات انسان را تنظیم می سازند و روزها در یک هفته و یک ماه و یک فصل و یک سال تقویم زندگی بشر را رقم می زنند.
تقویم سالانه در جوامع بشری متناسب با فرهنگ یا همان باورها و ارزش های پذیرفته شده ملت ها می باشد و در حقیقت نشان و علامتی برای اعتقاد آنان بحساب می آید.
مسلمان ها مبدأ سال خود را آغاز هجرت نبی اکرم از مکه به مدینه قرار داده اند که به دو نوع محاسبه شمسی و قمری انجام می شود.
اعمال عبادی مثل حج براساس سال و ماه قمری انجام می شود و در آغاز سال شمسی که با آغاز بهار در طبیعت همراه است دعایی خوانده می شود که تحویل سال را با در خواست تحول به بهترین حال می خواهد.
این تحول همزمان با تحویل سال با خود پیامی دارد بدین مضمون : « همچنان که بدن و متعلقات آن برای شروع سالی نو تمیز و آراسته می شود چه شایسته است که روح و جانمان نیز پاک و زیبا گردد.»
خانه تکانی دل اهمیتش کمتر از خانه تکانی گِل نیست ، به خود آییم از فرصت عمر به هر بهانه ای برای تهذیب نفس و پاکسازی دل و جانمان بکوشیم.

تــکـرار تــاریــخ

روزها در گذر است و ماه ها در پی هم اما این فصل هاست که تکرار می شود ، هرچند که برای تکرار هر فصل یک سال زمان ، لازم خواهدبود.
تاریخ نیز تکرارپذیر است ولی برای تکرار هر پدیده تاریخی حداقل ده سال ، گذشت زمان لازم می باشد. البته باید توجه داشت که این تشابه تاریخی ، برای عبرت و درس آموختن از حوادث و چرخه روزگار بسیار مفید خواهدبود.
از مهمترین پندهای این تکرار و تشابه ، موضوع شگفت انگیز « ریزش و رویش » می باشد . برای انسان باورکردنی نیست که طبیعت در پاییز و زمستان دچار ریزش برگ و میوه می شود و در بهار و تابستان با رویش برگ و شکوفه به حیاتی مجدد دست می یابد.
انسان ها نیز در گذر زمان و در تکرار تاریخ به همین صحنه عجیب و باورنکردنی مبتلا می شوند و در شرایط امتحان ، برخی از باسابقه ها ، مردود و عده ای از تازه کارها قبول شده ، به صحنه اجرا وارد می شوند.
البته بعضی هم در چهار فصل زندگی ، گل می دهند و هیچگاه و در هیچ شرایطی باغ وجودشان به خزان مبتلا نمی شود.
باید قبول کنیم که زندگی فراز و نشیب دارد اما ریزش و رویش به ذات گیاه ، بستگی دارد. کسانی که ذات طیب و طاهری دارند و از فطرت خویش فاصله نگرفته اند ، آنان گل همیشه بهار آفرینش هستند ، زیرا خود را به زمان واگذار نکرده ، نان به نرخ روز نخورده ، جذب دنیا نشده اند.
اما عده ای که در لاک حزب و گروه ، باند و باندبازی خود را اسیر کرده ، وابسته به دوستان و خویشان گشته اند ، در چرخش ایام ، نمی توانند خویشتن را از گرفتاری آشنایان برهانند و مصداق این بیت خواهندبود :
من از بیگانگان هرگز ننالم که آنچه کرد با من آشنا کرد
این آشنایان هستند که مانند غدد سرطانی آدمی را به ورطه هلاکت کشانده ، فلاکت و نیستی برای انسان به ارمغان می آورند.
انحصار در دوستی با خدا و اولیائش ، باعث می شود ، بشر از شر دشمنان دوست نما درامان بماند و پذیرش ولایت الهی موجب رستگاری آدمی برای همیشه خواهدبود.
توکل به خدا و توسل به اولیائش ، حیات ابدی را تضمین می نماید و چون گل همیشه بهار ، نشاط و شادابی را برای همیشه تامین می سازد.
فرصت عمر را غنیمت دانسته ، دل خویش را که حرم امن الهی است به غیر او نسپاریم.

اشک و عبرت

شهادت و اسارت برای خاندان رسالت ، واقعه تلخ و جانکاهی است که هم اشک ها را از دیده جاری می سازد و هم عبرتی برای انسان ها در طول تاریخ خواهدبود.
چه شد که دست افرادی به ظاهر دوست اهلبیت در دست دشمنان اهلبیت قرار گرفت و کاری که اهل شام بعنوان دشمن نکردند ، اهل کوفه با قساوت و شقاوت بعنوان دوست انجام دادند؟؟؟
چرا کسانی که عنوان یارامام را با خود داشتند ، دستشان به خون امام حسین علیه السلام آلوده شد؟؟؟
چگونه است که رهبری سپاه یزید را کسی به عهده می گیرد که سابقه دوستی با امام را دارد و علیرغم همه نصیحت ها، در مقابله با سیدالشهدا اصرار می ورزد؟؟؟
مگر ریاست بر جامعه اینقدر ارزش دارد که آدمی مزدوری یزید زمان را بپذیرد و با تشویق کفر و نفاق ، به هر خیانت و جنایتی دست زند؟؟؟
آیا سابقه سرداری در رکاب امیرالمومنین و حتی افتخار جانبازی می تواند مانع فریب خوردن از شیطان گردد؟؟؟
و بالاخره چه باید کرد که از این حادثه عظیم عاشورا عبرت بگیریم و تنها به اشک اکتفا نکرده ، مراقب باشیم خواسته یا ناخواسته عامل و مزدور کفر و نفاق نشویم؟؟؟
بیاییم مانند حر فکر کنیم و راه خود را از راه یزیدیان جدا سازیم و به سپاه ولی زمان خویش ملحق شویم ... که فرصت باقی مانده اندک است.

از غدیر تا ظهور

فرزندان حضرت آدم و حوا در تبعیدگاه زمین با وسوسه دائمی شیطان ، این دشمن قسم خورده روبرو بوده ، جاذبه های کاذب دنیا از یک سو و میل به تنوع و زیاده خواهی از سوی دیگر شرایطی را ایجاد نموده که راه حق رفتن ، نوعی جهاد تلقی می شود.
البته باب هدایت برای بشریت باز است و دو نهاد مسئول از جانب خدای رحمان و رحیم بعنوان عقل و نبی ، آدمی را بصورت کامل راهنمایی نموده ، حجت را بر او تمام می سازند.
انسان همواره بر سر دوراهی است : راهی بسوی حق و مسیری به طرف باطل ،علائم این دو جاده کاملا مشخص و ابهامی در آن نیست و تنها اراده بشر ، تعیین کننده این انتخاب خواهدبود ، هرچند پس از ورود به جاده ، شرایط مسیر گاهی اجباری و غیرقابل برگشت است.
جاده هدایت و ضلالت از حضرت آدم تا پیامبرخاتم صلی الله علیه و آله رهروانی داشته است اما اسلام به عنوان آخرین مکتب وحی ، کتابی را برای هدایت انسان ها از جانب خدای متعال برای بشریت به ارمغان آورد که رستگاری آدمی را برای ابدیت تضمین نمود.
اجرا دستورات الهی و قوانینی که در قرآن به اجمال یا تفصیل آمده نیاز به ساختاری حکومتی به نام امامت دارد که ...

ادامه نوشته

راز آفرینش

انسان دارای دوگونه حیات و زندگانی می باشد : زندگی ظاهری که از تولد شروع می شود و با مرگ پایان می یابد و زندگی واقعی که با بیداری فطرت آدمی آغاز شده و انتهایی برای آن تصور نمی گردد.
این بیداری انسان است که هدف اصلی انبیاء عظام وغایت رسالت پیامبران الهی می باشد که البته تمامی تلاش شیطان نیز سنگینی بیشتر این خواب خرگوشی خواهدبود.
راستی چه کنیم که بیدار شویم و مهمتر آنکه چه باید کرد تا بیدار بمانیم ؟
اگر انسان بتواند به راز آفرینش خویش پی برده و سرهستی را درباره خلقتش کشف نماید آنگاه می تواند چشمان خود را باز کرده ، حقایقی را ببیند که هرگز با این دیدگان خاکی قابل رویت نیست.
دیدن جهان با بصیرت واقعی همان جهان بینی الهی است که در دین اسلام و درلسان قرآن و عترت می توان مشاهده نمود و چنین است که آدمی با ابزاری فراتر از تکنولوژی براین عالم سلطه یافته و قدرتی را بدست می آورد که ابرقدرتها هم توان رویارویی او را ندارند ، چنانچه دیدیم که امام بت شکن عصرمان خمینی کبیر در برابر شرق و غرب عالم ایستاد و جهانی را با هدایت الهی ، رهبری نمود و اکنون جانشین شایسته اش همین راه را با همان قوت تداوم بخشیده است.
انسان های کوته فکر در خواب خرگوشی خود فقط در اندیشه حفظ موقعیت های ظاهری خویش روز را به شب و شب را به روز می رسانند و تصور می نمایند تحسین اطرافیان کج اندیش مهر تاییدی بر عملکردشان خواهدبود غافل از آنکه تحولات زندگی شرایط را تغییر داده و آنچه می ماند نیت و انگیزه اعمال است که آنهم در نزد خدای تبارک و تعالی محفوظ می باشد.
خدایا بیدارمان کن
خدایا ما را از شر خودمان و خود های دیگر حفظ فرما
خدایا ما را به حال خودمان وامگذار
خدایا ما از شر وسواس خناس به تو پناه می بریم ما را دریاب
آمین یارب العالمین

مهندسی مدیریت

برخی براین عقیده اند که امور غیرمادی قابلیت اندازه گیری مانند امور مادی ندارند و نمی توان عدد و رقم را برای معنویات در نظرگرفت این درحالی است که بالاترین عبادات یعنی نماز دقیقا با عدد و رقم سروکار دارد و صحت و بطلان آن به همین اعدادی که در آن قرار داده شده بستگی دارد و اساسا احکام الهی مانند احکام ارث وقبله بدون آشنایی با هندسه و ریاضی قابل فهم نمی باشد.
در نظام مهندسی فرهنگی اسلام ، مدیریت ، جایگاه مهمی داشته و از این رو ولایت یا همان مدیریت الهی ، بعنوان شرط ورود به قلعه محکم توحید شناخته شده چنانچه در روایت منقول از امام هشتم علیه السلام به این معنا اشاره گردیده است .
" کلمة لااله الا الله حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی ... بشروطها و انا من شروطها "
مدیریت در جامعه اسلامی دارای اصولی است که به بعضی ازآن اشاره می شود :
الف) برنامه محوری : عده ای براین باورند که شخص مدیر باید بعنوان محور تصمیم گیری ها پاسخگوی تمامی مراجعات بوده و در هر امری باید با تصمیم سازی اطرافیان ، مهر تایید یا رد را بزند و نامش در همه کارها فصل الخطاب باشد.
این نگاه رایج باعث می شود تا با تغییر مدیران برنامه ها نیز متزلزل شده و هیچگاه برنامه مستمری قابلیت اجرا نداشته باشد.
اما در نظام اسلامی محور اجرا ، برنامه ای است که باید با کارشناسی صاحب نظران تهیه شده و مدیران در اصل مجریان این برنامه خواهندبود.
بنابراین مسیر حرکت مدیر از قبل باید تعیین گردد و مانند ریلی که قطار درآن حرکت می کند مسیر مشخصی را نشان دهد و تغییر لکوموتیوران تاثیری در طی این مسیر مشخص نخواهدداشت.
ب) خداباوری : در نظام الهی ، مدیریت ، وابستگی حزبی و سیاسی نبایدداشته باشد و برای پذیرش مسئولیت نباید مدیر خود را وام دار گروهی بداند که اورا روی کار آورده اند .
مدیریت الهی ، خداباور بوده و حاضر نیست خود را تسلیم خواسته های نفسانی و شیطانی این و آن نماید حتی اگر به حذف او منجر شده و عده ای با زبان رسانه بخواهند تمامی زحمات و تلاشهایش را نادیده انگارند.
جالب آنکه در نظام الهی کسی نمی تواند در پیشگاه خدای متعال عذر تقصیر بیاورد که من مامور بودم و مسئول مافوقم مرا وادار به کاری نمود .
این نگاه مدیریتی انسان را از باندبازی متداول در جوامع غربی بازمی دارد و شانتاژ های رسانه ای که معمولا برای ایجاد فشار در گرفتن پست و مقام موثر است اثرگذار نمی باشدبلکه نتیجه ای معکوس خواهدداشت.
ج) آینده نگری : انسان های جاه طلب و خودخواه گاهی بعد از رسیدن به یک مسئولیت آنقدر کوچک و حقیر فکر می کنند که فقط به آبادانی محل تولد خویش می اندیشند و شرط همکاری یاران خود را داشتن شناسنامه از زیستگاه خود می دانند ، درحالی که مدیران الهی نه فقط مکان خاص بلکه زمان حال را نیز در برنامه ریزی خود در نظر نمی گیرند و آنچه برایشان مهم است تشخیص وظیفه برای رسیدن به جامعه آرمانی است.
جامعه هدف درعصر و زمان ما جامعه مهدوی است و باید تلاش کنیم تا با برنامه ریزی صحیح و منطقی و در زمان بندی مناسب و پرهیز از هرگونه شعارزدگی خود را برای رسیدن به شهر منتظران آماده نماییم .
بی شک مدیران نظام اسلامی باید برای تحقق جامعه آرمانی از آموزش و پژوهش غافل نشوند و خود رادر کارهای روزمره و جاری ذوب نکرده و با مهندسی مدیریت به شیوه ای عمل کنند که در کارنامه خود در پیشگاه الهی نمره قبولی راکسب نمایند. ان شاءالله

عیدی یک دوست

مطلبی که می خوانید از یک دوست به وبلاگ فکر رسیده که عینا به شما عزیزان تقدیم می گردد :
قال علی بن الحسین (ع) : واعلم انکم لو صلیتم حتی تکونوا کالحنایا و صمتم حتی تکونوا کالاوتار ما نفعکم ذلک الا بورع حاجز.
امام سجاد علیه السلام : بدان هرچند آنقدر نماز بخوانی که چون کمان قامتت خم گردد و آنقدر روزه بگیری که جسمت چون زه کمان لاغر گردد برایت ثمری نخواهد داشت مگر اینکه با تقوایی همراه باشد که تو را از بدی ها منع کند.
عید فطر آمد و ماهی را پشت سر گذاشتیم که برای پاک شدن در آن کافی بود که رو از خدا بر نگیریم و برای بخشیده شدن کافی بود که از کرده و ناکرده های خود پشیمان شویم ، ماهی را پشت سر گذاشتیم که رسول الله آن را ضیف الله و یک فرصت استثنایی دانست و اما ما هستیم که می توانیم از این فرصت استفاده کنیم یا این فرصت را به تهدیدی برای خود تبدیل کنیم که بالواقع بدبخت ترین انسان ها کسی است که ماه رمضان بر او بگذرد و بخشیده نشود .
بد نیست در این روز عید فطر که باید پاک شدن خود را در آن جشن بگیریم کلاه خودمان را قاضی کنیم که آیا خیرخواهی و دوستی در قلب ما جایگزین بدبینی و کینه شده است ؟ آیا حقد و حسد از قلب ما رخت بربسته است ؟ آیا دست از دروغ های فتنه انگیز و تهمت های بیجا برداشته ایم ؟ تا چقدر این نماز و روزه در رفتار ما تأثیر گذاشته است ؟
امیدواریم که این ماه پرعظمت سیاهی را از قلب ما شسته باشد و آن روح متعالی نماز و روزه که همان تقوا است نه فقط در تک تک ما بلکه در تمام جامعه حکم فرما شود . ان شاء الله

ماه استغفار

در آستانه ماه مبارک رمضان قرار داریم ماهی که به ضیافت الهی دعوت شده ایم ماهی که شیطان توان عادی خود را برای وسوسه از دست می دهد ورحمت واسعه پروردگار همه را دربرمیگیرد.
در این ماه بزرگ که ماه نزول قرآن و ماه حضور فرشتگان در شب قدر شبی که از هزارماه بالاتر است در این ایامی که خوابیدن آن هم عبادت محسوب می شود در این روزها که دعا مستحاب است بیاییم از همه لغزشها و گناهان خود توبه نماییم و این ماه را ماه استغفار خویش قراردهیم.
بعد ازیازده ماه ارتکاب معاصی که منشا هوای نفس و خودخواهی دارد باید لااقل یک ماه رابرای پاکی و طهارت خویش بگذاریم و اجازه دهیم این آلودگی های از بین برنده فطرت انسانی از نفس ما دور شده نورانیت دلمان را فراگیرد.
ای کاش زبان و قلم هم زیر باران توبه پاک می شد تا گناهان اجتماعی ما نیز که بسیار خطرناکتر از گناهان فردی است ازصفحه اعمالمان زایل می گشت و جامعه هم هوایی تازه استشمام می نمود.
اینک فرصتی دیگر برای خواص و عوام فراهم آمده تا در فضای معطر رمضان خود را به جامه زیبای تقوا بیش از گذشته بیارایند و امکان الگو شدن برای مردم دنیا را همچنان برای ملت ایران حفظ نمایند.

اخلاق کاربردی

روزی توفیق حضور در محضر استاد مهدی آذریزدی رحمة الله علیه داشتم ، او از زندگی خود گفت و درسی را ارائه نمود که برای همه انسانها می تواند آموزنده و در مسیر کار و تلاششان تعیین کننده و موثر باشد .
او گفت : "من در هیچ مدرسه ای درس نخواندم ، به دانشگاه یا حوزه علمیه نرفتم اما احساس وظیفه کردم در حد آموخته هایم برای بچه ها قصه بنویسم همین کار را فقط برای خدا انجام دادم و نه تنها از کسی چشم داشتی نداشتم بلکه منتظر ملامت و سرزنش دیگران هم بودم ولی خدا این اثر خالص را قبول کرد و آنچنان به آن اجر و قرب بخشید که هنوز هم قصه های خوب برای بچه های خوب جذابیت خود را دارد."
براستی اخلاص چه کارها که می کند و انسان مخلص تا کجا رشد و ارتقاء می یابد؟
بنظر می رسد ما آدمها قرار نیست به این راحتی تحت تاثیر این درسها قرار بگیریم و آنچه برایمان مهم است نظر اشخاص و شخصیتها در مورد کارهایمان می باشد .
خیلی دوست داریم همه مارا تحویل بگیرند ، تجلیل نمایند ، از عملکردمان تعریف کرده و خلاصه کلی خوش بحالمان شود اما هرقدر تلاش می کنیم کمتر نتیجه می گیریم ، ازاینکه کسی به خود جرات دهد و انتقادی از ما داشته باشد برافروخته می شویم و می خواهیم بر او بلای آسمانی نازل شود.
محاسبات زندگی فقط سطح ظاهری عمل است ، آمار و ارقام برای ما مهم و کارساز است ، خیلی دوست داریم سخنرانی کنیم ، فکر می کنیم بیشتر از همه می فهمیم و در همه رشته ها حرفی برای گفتن داریم، دوست داریم مردم دائم ما را ببینند ، از احترام گذاشتن دیگران لذت می بریم و برای خدمتی که احیانا برای جامعه انجام می دهیم کلی توقع و انتظار داریم ...
اگر بخواهیم اخلاق کاربردی مرحوم آذریزدی را ملاک زندگی فردی و اجتماعی خویش قرار دهیم خوبست اندکی در رفتار و گفتار خود تاملی نماییم ، شاید این هم نوعی تجلیل از آذریزدی باشد شاید.

حضور سیاسی

22 خرداد 88 برگ زرین دیگری برای تاریخ ملتی سرافراز و مقتدر رقم خورد و جهانیان مبهوت و شگفت رده به نظاره نشستند. در این روز عظیم و بیاد ماندنی چون 12 فروردین 58 اکثریت قاطع ملت به نظام جمهوری اسلامی رای مجدد داده و به رهبری نظام اسلامی از عمق جان لبیک گفته حضور سیاسی خویش را به نمایش گذاشتند.
22 خرداد 88 چون 22 بهمن 57 از ایام الله است زیرا برغم تلاش دشمن برای ایجاد تفرقه و جدایی ، همه آمده بودند تا از دو واژه حق و تکلیف که در مردم سالاری دینی تجلی می یابد دفاع نمایند.
اینک بار دیگر زمان همدلی و همکاری برای ساختن میهن اسلامی فرا رسیده است ، باید تلاش نمود تمامی استعدادها بکار گرفته شود تا اسلام در متن زندگی جامعه نهادینه شده و قرآن سرلوحه همه فعالیتها قرار گیرد .
چهار سال فرصت خدمت ، هدیه ای است الهی که بواسطه اعتماد مردم بدست آمده که در صورت تنفیذ مقام ولایت فقیه مشروعیت یافته و آنگاه انتظار همگان این خواهد بود که جامعه اسلامی دهه چهارم انقلاب خود را برای الگو شدن در عرصه های فرهنگی آغار نماید انشاءالله

اخلاق حرفه ای

 شغل و اشتغال از موضوعاتی است که در زندگی روزانه مردم بسیار مهم تلقی شده و دولتها نیز شاهکار اجرایی خود را در حل مشکل اشتغال می دانند.
این نوع نگاه به منبع درآمد در زندگی باعث می شود که همه تلاشها برای اصل ایجاد اشتغال مصروف گردد و دیگر به جوانب موضوع اهمیتی داده نشود تا جایی که معروف است باید دنبال نازکی کار و کلفتی نان بود.
مصرف گرایی بی رویه و تکیه بی حساب بر منابع ملی برای جلب رضایت عمومی در اقتصاد جهانی الگوی اشتباهی را برای مصرف ایجاد نموده که شاخص آن را در اسراف و اتلاف سرمایه های شخصی و ملی می توان یافت.
در این شرایط است که اقتصاد بیمار، جامعه را بسوی ابتذال و بی بندباری سوق داده و اخلاق حرفه ای برمبنای دروغ و حیله شکل می گیرد.
اصلاح الگوی مصرف باید با اصلاح اخلاق حرفه ای همزمان انجام شود زیرا هر حرفه برای سالم ماندن از شیوه های رایج فعلی نیاز به بازسازی اساسی دارد و این مساله بدون آسیب شناسی وضعیت موجود میسر نمی باشد.
آموزش ، گام دوم در رسیدن به وضعیت مطلوب است که سنگینی این بار بر دوش رسانه ملی که به تعبیر امام راحل رضوان الله علیه دانشگاه عمومی است بیش از گذشته احساس می شود.
باید همه برای حل مشکل اشتغال فکری اساسی کنیم و بنظر می رسد راه چاره آن اصلاح الگوی مصرف همراه با اصلاح اخلاق حرفه ای می باشد.

الگوی مصرف

سال 88 از سوی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به نام اصلاح الگوی مصرف نام گذاری گردید و البته این انتخاب حکیمانه باید مورد توجه جدی نخبگان جامعه قرار گیرد.
باید بدانیم شکست اقتصاد غرب معلول فرهنگ مصرف گرایی بوده که برمبنای تولید بیشتر برای انباشتن بیشتر ثروت می باشد آنهم برای گروهی معدود که متاسفانه در نظام سیاسی غرب دارای قدرت انتخاب مسئولین هم می باشند زیرا تبلیغات انتخابات در غرب توسط همین سرمایه داران تامین گردیده و صاحبان قدرت مدیون صاحبان ثروت خواهند بود.
این چرخه باطل سیاسی و اقتصادی که به نظام سرمایه داری معروف است در حال فروپاشی است و انشاءالله همچنان که نظام سلطه در شرق با سقوط شوروی درهم شکسته شد نظام منحط سرمایه داری نیز در غرب بحول و قوه الهی از بین خواهد رفت و این حادثه عظیم در آستانه تحقق است.
در این شرایط حساس زمانی باید به تحلیل رابطه منطقی مصرف ، تولید و ثروت پرداخت و برای تبیین آن درجامعه ابزار تبلیغ در رسانه را به کمک گرفت تا الگوی مصرف در فرهنگ عمومی اصلاح گردد.
باید الگوی مصرف را از وحی گرفت و آن را به جهانیان ارائه کرد ودانست امروز جهان تشنه معارف نورانی قرآن و معصومین علیهم السلام می باشد .
فرصت ها در حال گذرند و مسئولین و نخبگان جامعه باید زمان برای حرکتی بزرگ و تاریخی از دست ندهند.انشاء الله الرحمن

مهندسی فرهنگ

انسان موجودی است که برخلاف سایر موجودات می تواند ساختار زیست خویش را خود تعیین نماید زیرا موجودات دیگر براساس شرایط خاصی که از آن بعنوان غریزه یا عناوین دیگر یاد می شود زندگی می کنند و در این چارچوب بصورت یکنواخت روزگار را می گذرانند و اگر انسان برای این طبیعت مزاحمت ایجاد نمی کرد تغییرات محیطی بسیار کند آنهم تابع شرایط طبیعی خودش صورت می گرفت.
انسان در دو شکل فردی و اجتماعی دارای رفتاری ارادی و مبتنی بر اساس اندیشه و تفکر است. بشر با شناخت محیط راه بهره وری بیشتر و بهتر را دنبال می نماید و با استفاده از قوانین موجود در طبیعت راه سلطه بر این جهان را می یابد و آنگاه برای استمرار زندگی قوانینی را وضع می کند تا بتواند از حیات خویش لذت برده و همزیستی مسالمت آمیزی را با یکدیگر برقرار سازد.
مشکل آدمی در این است که این دنیا را محل اصلی زندگانی خود بداند در حالی که نوع شخصیت انسان نشان دهنده آنست که او اهل این عالم نیست و چند روزی به دلایلی که البته بسیار مهم است به این دنیا آمده و پس از پایان ماموریت باید به موطن اصلی بازگردد.
ارسال وحی برای تعیین ماموریت و ابلاغ مسئولیت آدمی در فاصله زمانی تولد تا مرگ است و بنابراین باید تمامی رفتارها چه در شکل فردی و چه اجتماعی باید با وحی که همان کلام نورانی آفریدگار هستی است هماهنگ شود تا انسانها از زندگی دنیا برای عالم آخرت خویش بهره برده و در جاده هدایت الهی یا صراط مستقیم گام نهند.
مجموعه رفتار بشر در شکل اجتماعی آن به فرهنگ شهرت یافته و فرهنگ عمومی در حالت سخت افزاری بصورت معماری و پوشش دیده می شود و درحالت نرم افزاری آن در قالب آداب و سنن تظاهر می یابد.
باید پذیرفت فرهنگ اصلی ترین مساله بشر در این دنیا بحساب می آید زیرا این فرهنگ است که نشان می دهد فرد و جامعه ، وحی را پذیرفته اند یا با وحی و ارزشها و باورهای دینی فاصله دارند.
صاحبان قدرت که بقای حکومت غیر الهی خود را در نفی دین می دانند همواره تلاش می کنند فرهنگ را بگونه ای مهندسی نمایند که حاصل آن خود محوری و رسیدن به هوسها و امیال خویش است پس فرد و جامعه در رقابتی نابرابر می کوشند تا از ثروت ، شهوت ، شهرت و قدرت بیشتری برخوردار شوند.
اما صاحبان اندیشه که بقای انسانیت را در سایه دین جستجو می کنند به دنبال مهندسی فرهنگ براساس وحی می باشند و دراین جدال فرهنگی انقلاب اسلامی ظهور وبروز یافت و توانست خدا محوری را جایگزین انسان مداری در عصر حاضر نماید.
در طول سه دهه انقلاب اسلامی تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام با شدت بسیار ادامه دارد و اکنون ضرورت ارائه جامعه الگو براساس مهندسی فرهنگ مبتنی بر دین بیش از گذشته احساس می شود.
روز پنجشنبه یکم اسفند 87 در یزد روزی تاریخی بود زیرا هیئت دولت در مصوبه ای ارزشمند ، استان یزد را برای پایگاه نمونه مهندسی فرهنگ انتخاب نمود و اینک این مسئولان استانی هستند که باید این فرصت را مغتنم شمرده و با عقل و تدین که اساس مدیریت دینی است این استان را نمونه ای قرار دهند برای سایر استانها
حسن ختام با کلام امام بزرگوار و معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت روح الله سلام الله علیه باشد آنگاه که فرمود : استان یزد چون همیشه با عقل و تدین اداره می شده است ، مردم آن همواره متدین و طرفدار اسلام هستند و در انقلاب هم یزد موثر بوده است و من امیدوارم که یزد نمونه ای باشد برای سایر استانهای کشور و همانطور که مردم آن متعهدند متعهدتر باشند.

طلیعه ظهور

در روزگاری بسر می بریم که ستمگران با ابزار رسانه ای خود مظلوم را ظالم جلوه داده و باطل را با جامه حق می آرایند.
در زمانی زندگی می کنیم که صاحبان زر و زور با تزویر از هیچ جنایت و خیانتی رویگردان نیستند .
در عصری نفس می کشیم که هوای آلوده فحشا و منکر همه را تهدید می کند و دیگر جایی برای پاکی و طهارت باقی نمانده است.
در این شرایط هولناک مردمی که به گفته قرآن کریم خدارا دوست داشته و خدا هم آنها را دوست دارد به پا خاستند آنهم به امامت مرجعی عالیقدر زعیمی بزرگوار ، او که خود را خدمتگزار مردم می نامید ، او که از نجف به پاریس رفت تا ندای حق طلبانه ملتش را به گوش جهانیان برساند ، او با همه تهدیدها به ایران آمد تا خونش در کنار هموطنانش در خاک ایران ریخته شود، اوکه فقط اسلام را می خواست و هرگز حاضر نشد فرهنگ غرب را با اسلام درآمیزد او که با منافقین و لیبرالها مبارزه کرد و حاضر به پذیرش تهمتها از سوی متحجرین و روشنفکرهای تقلبی گردید او عاشق خدا بود و خدا هم مردم را عاشق او کرده بود.
او خمینی بود که در اسلام ذوب شده بود و مردم هم در او و چنین شد که انقلاب اسلامی در سه دهه پر شور و با نشاط در حال نورافشانی به سراسر عالم است و هم اکنون ایران ، لبنان ، فلسطین ، عراق و حتی کشورهای غیر اسلامی بارهبری امام خمینی به پیشواز عصر ظهور آمده اند .
سال 68 سالی بود که کفار و منافقین تلاش کردند تا واقعه پس از غدیر تکرار شود اما خبرگان و مردم با هدایت امام ، شخصی را به ولایت برگزیدند که شخصیتی چون روح الله بود با همان صلابت با همان عظمت با همان شجاعت با همان بزرگی و بزرگواری و او دشمنان را به خواری و ذلت کشانده است حماسه 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه امان را از امریکا و اسراییل بریده است و قیام همه مستضعفان جهان را نوید می دهد.
آری همه این ها طیعه ظهور را بشارت می دهد بشرط آنکه زمینه سازان ظهور منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنافداه همچنان محکم و استوار گوش به فرمان رهبر به جهاد خویش ادامه دهند و هرگز سستی و رخوت را در این جبهه متحد و فراگیر راه ندهند. انشاءالله الرحمن

موج سوم بيداري

سی سال پیش موج نخست بیداری ، ایران اسلامی را دربرگرفت و توده های انبوه مردم در خیابانها به راه افتادند و آن روز مشتهای گره کرده ، نظام تا دندان مسلح آمریکایی شاه را به زباله دانی تاریخ انداخت.
سالهای پس از ارتحال امام رضوان الله علیه ، موج دوم بیداری ، کشورهای اسلامی را فراگرفت و هم اکنون در لبنان ، فلسطین ، عراق و افغانستان علیرغم حضور نظامی گسترده امریکایی ها نظام سلطه در حال فروپاشی است.
اکتون موج سوم بیداری همه کشورها را تسخیر نموده است و دیگر مبارزه با ظلم و ستم همه ملتها را به خیابانها کشانده است و تظاهرات صد هزارنفری دیروز در لندن علیه جنایات صهیونیزم در غزه گواهی براین مطلب است.
استکبار جهانی ناتوان از مقابله رسانه ای با این موج بیداری تلاش می کند سر را به زیر برف جهالت فرو برده خود را به نادانی بزند تا به خیال واهی خویش این موج ، زودگذر بوده و بزودی آرامش به خانه های عنکبوتی آنها باز می گردد.
اما موج سوم بیداری مقدمه نهضتی است که انشاءالله به ظهور منجی بشریت خواهد انجامید به شرط آنکه یاران حضرت این فرصت طلایی را مغتنم شمارند و در تحت رهبری نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به وظیفه الهی خویش عمل نمایند.
پیام تاریخی مقام معظم رهبری در باره فاجعه غزه نباید مشمول مرور زمان شود بلکه باید با گذشت زمان دائما مرور شود تا تکلیفی که رهبری برای همه انسانها تعیین نموده است در این موج سوم بیداری محقق گردد . انشاءالله الرحمن

از غدیر تا عاشورا

عید سعید غدیر عید بزرگی است که هر مسلمانی از یاد آن به شوق می آید و دلش از عشق به خدا و اولیائش به وجد آمده و نشاط و شادابی را در بیت خاندان پیامبر جستجو می کند و بر تمسک به ولایت امیرمومنان علی علیه السلام افتخار می نماید لکن باید توجه داشت که این یک روی سکه است و این نوشتار در صدد پرداختن به عمق ماجرا می باشد.
پرسش مهم اینست : چه رابطه ای بین غدیر و عاشورا وجود دارد؟
غدیر واژه ای است مظلوم که شیعیان آن را عید بزرگی می دانند اما باید برای داستان غدیر خون گریست .
آیا مسلمانان با همه اختلافات ، در اینکه واقعه غدیر اتفاق افتاده تردیدی دارند؟
آیا در قرآن کریم ابلاغ امامت امیرالمومنین علی علیه السلام بعنوان اتمام رسالت ذکر نشده است ؟
اطلاع رسانی ولایت مولای متقیان در آخرین حج پیامبر اکرم چه معنایی می تواند داشته باشد ؟
مگر همه برای بیعت با خلیفه تعیین شده از جانب خدا باحضور رسول گرامی اسلام از یکدیگر سبقت نمی گرفتند ؟
پس چرا بیعت شکنی ؟؟؟ پس چرا تخلف از میثاق ؟؟؟ پس چرا فراموشی غدیر ؟؟؟
بین غصب خلافت پیامبر و شهادت ام ابیها حضرت زهرا سلام الله علیها زمان چندانی نبود ولی از غدیر تا عاشورا حدود نیم قرن طول کشید ، در این فاصله زمانی مسلمانان بکلی دگرگون شدند ، اگر روز نخست غصب خلافت ، خواص جامعه از اسلام روی گرداندند ، در محرم سال 61 هجری قمری توده اجتماع هم بواسطه همراهی با ظالمان از نور ایمان تهی گشته راه شقاوت را برگزیدند.
باید بپذیریم ایمان آوردن دشوار نیست ، پاسداری از ایمان سخت است زیرا شیطان حضور ایمان را برای عصیان خدای متعال مانعی جدی و اساسی می داند وهمه وسوسه هایش را برای ازبین بردن آن بکار می گیرد .
ایمان یعنی پذیرش ولایت خدای متعال :** الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات **اما کفر یعنی خروج از حاکمیت امام معصوم و قبول ولایت طاغوت بنابراین انسانهایی که تحت ولایت و حکومت خدای متعال هستند از ظلمت نفس بسوی نور هدایت و رستگاری در حال حرکتند والبته این حکومت باید توسط خداوند به اهلش واگذار شود و غدیرخم میعادگاه اهل ایمان با جانشینان خدا در زمین است اما آنان که کفر ورزیدند و ایمان خویش را تباه ساختند پس بجای ولایت خدا ، اولیاء خود را طاغوت قرار داده و از ولایت امیرالمومنین و فرزندان معصوم و امامان تعیین شده از جانب خدای متعال خارج گردیدند و این همان خروج از نور بسوی ظلمت است که فرجام تلخش واقعه خونین عاشورا خواهد بود ...