عرفان چمران

برخی در این دنیا فارغ از جذابیت های آن به دنبال شناخت خود و خالق خویش عمر راسپری می سازند و راه عرفان را برمی گزینند و در این راه با تمام وجود ، در او ذوب می شوند و جز خدا نمی بینند و تنها اورا پرستیده ، اورا ستایش می کنند و تنها از او کمک می خواهند .

شهید چمران از جمله عارفان این عصر و زمان بود ، او خدا را یافته بود و براساس ایمان و باورش ، جهاد فی سبیل الله را انتخاب و در این راه به تمامی موقعیت های مادی که برایش فراهم شده بود پشت پا زده و اسوه ای شد برای همه نسل ها و عصرها

دکتر چمران مانند بسیاری از دانشجویان با استعداد ایرانی به امریکا رفت و مورد تشویق اساتید خود قرار گرفت ، او در یک شرایط رویایی می توانست فارغ از همه دغدغه ها فقط به خود و آینده درخشانش بیندیشد ، اما چنین نکرد .

چمران به لبنان رفت ، با اسراییل جنگید و در هنگامه انقلاب ایران به تهران آمد ودر شرایط دشوار کردستان لباس رزم پوشید و رزمندگانی را تربیت کرد که افتخار پاکسازی ضدانقلاب را به نام خود رقم زدند.

او هم در دولت به مقام وزارت رسید هم نمایده امام شد هم ازسوی مردم تهران نماینده مجلس ولی همچنان عبد صالح خدا بود و آماده شهادت

و بالاخره آرزوی دیرینه اش محقق گردید و در روز 31 خرداد 60 هجری شمسی در میدان نبرد حق علیه باطل جام شهادت را نوشید و به دیدار معشوق خویش شتافت.

اما ما کجاییم ؟؟؟

آیا حاضریم از یک ماه حقوق و مزایای خود برای خدا بگذریم ؟ آیا حاضریم نام و نان خود را فدای راهی کنیم که شهید چمران جان خود را فدای آن کرد؟؟

امروز دشمنان اسلام می خواهند همه اراده ما را به امور مادی مصروف داشته و چنان ما را به دنیا مشغول دارند که تمامی دغدغه ها به جایی منتهی شود که پایانش با مرگ خواهد بود و نهایتش راحتی این بدن که روزی در زیر خاک متلاشی خواهد گردید.

عرفان چمران، راه نجات از این توطئه خطرناک دشمنان اسلام ناب محمدی (ص) خواهد بود ، بکوشیم از قافله اهل دل عقب نمانیم.

عفت کلام

متاسفانه گاهی در گفتار و نوشتار عده ای که دارای وجاهت اجتماعی نیز هستند جملاتی بچشم می خورد که اصلا با هیچ منطقی سازگاری نداشته و صرفا برای ابراز دشمنی و بغض و کینه مناسبت دارد.

شخصیت حضرت آیت الله علامه مصباح یزدی که به تعبیر عمیق رهبر فرزانه انقلاب اسلامی جانشین علامه طباطبایی و استادشهید مطهری دراین عصر و زمان می باشد شخصیتی جهانی است که مراکز مهم علمی خارج از کشور با نام و آثار علمی و نظریات فلسفی ایشان آشنا می باشند.

علامه مصباح یزدی موسس حوزه علمیه ای است که شاگردانش علاوه بر تسلط بر مبانی فقهی دارای تخصص در رشته های علوم انسانی زیر نظر بهترین اساتید حوزه و دانشگاه هستند.

علاقه امام راحل رضوان الله علیه به علامه مصباح یزدی بر کسی پوشیده نیست و شاهد آن توصیه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به استاد مصباح برای توسعه فعالیت آموزشی ایشان با این تعبیر که تا زنده هستم هزینه آن را تامین می نمایم .

حضور شاگردان استاد مصباح در دفاع مقدس نیز امری روشن بوده و شاهد آن شهدایی است که افتخار شاگردی علامه مصباح یزدی را داشته اند و البته مطرح ساختن چنین مسائلی که با واقعیت ، فرسنگها فاصله دارد به چه منظوری انجام می شود باید به خدا پناه برد .

آیا به شخصیت علامه مصباح یزدی که بیش از نیم قرن به دفاع از اسلام و احکام نورانی آن پرداخته می توان چنین جسارت نمود و اورا با گروهگ منحرف طالبان مقایسه کرد ، آیا چنین مقایسه کردن یکی از بهترین شاگردان امام که اکنون نقش استاد شهید مطهری را ایفا می نماید اهانت به امام نیست؟

به خود آییم اگر به دلیل عدم کفایت سیاسی توسط مردم به کنار زده شدیم راه جبران آن تهمت و افترا نیست بلکه چاره کار توبه و بازگشت به ارزشها و باورهایی است که همین مردم کوچه و بازار که بواسطه دیانتشان رایشان نیز معتبر است به آن پایبند بوده و همین مردم به خاطر خدا عاشق امام و رهبری بوده و هستند و هرگز اجازه نخواهند داد انقلاب به دست نااهلان بیفتد چه آنها که از اول اتقلاب رو به کاخ سفید نماز سیاسی می خواندند و چه آنها که به تعبیر لطیف مقام معظم رهبری تا نزدیک اذان مغرب روزه داشتند اما میل به غذا و گرسنگی ، آنها را بی طاقت کرد و روزه خود را قبل از وقت باز کردند ، باز هم به خدا پناه می بریم وتنها از او کمک می طلبیم وتنها امید به او داریم.

راه امام

         سالها می گذرد حادثه ها می آید                                   انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

از نیمه خرداد 42 تا نیمه خرداد 68 سالها گذشت ، حادثه ها آمدند اما روح خدا در آستانه نیمه خرداد68 با دلی آرام و قلبی مطمئن و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به جایگاه ابدی سفر نمود...

fekr.blogfa.com

و اکنون 19 سال از فراق می گذرد ، امام در قلب مردم بود ، او روح خدا بود و جان امت ، همه او را جانشین امام زمان می دانستند و فرمانش را بر خود واجب ، دشمنان منتظر سفر کردنش بودند ، می دانستند او نمی میرد اما نبودنش در جماران برایشان آرزو شده بود ، چند روز طول کشید تا همه باور کنند پیر جماران برای سفر آماده شده است ، برای مردم پیغام فرستاد دعایش کنند تا خدا او را بپذیرد ، روز 13 خرداد به شب رسید و زمان برای عروج روح بلند و ملکوتی امام و انتظار فرج برای خمینی فرا رسید ...

یاران زیر باران اشک و دشمن شادمان که راه امام به پایان رسید اما هیهات که دین خدا بی صاحب بماند ، مگر می شود امام زمان پیروان خود را بی ولی بگذارند ، مگر این نهضت قرار نیست زمینه ظهور منجی عالم را فراهم آورد ؟

همه منتظر بودند تا پرچم به دست چه کسی داده می شود ؟

ناگهان خبری از راه رسید ، راه امام ادامه دارد ، دوستان نگران نباشند ، خمینی جوان انتخاب شد ، دشمن ناامید و یاران امیدوار ، همه می دانستند خامنه ای خمینی دیگری است همان صلابت ، همان شجاعت ، همان رشادت ، همان فقاهت ، همان ایمان و اخلاص و اکنون 19 سال از آن انتخاب مبارک می گذرد و اسلام اکنون استوار در سراسر جهان نورافشانی می کند و ایران با نوآوری و شکوفایی بر قله عزت و اقتدار ایستاده است ...

پیامد دروغ

درهیچ مکتب و آیینی دروغ ، روا و جایز شمرده نشده و همه انسانها براساس فطرت پاک خود اذعان و اعتراف دارند که پایان دروغگویی رسوایی است اما چرا دروغ رایجترین گناه در میان جوامع بشری محسوب می شود؟

واقعیت آنست که انسان موجودی نیازمند و عاجز از رسیدن به خواسته های تمام نشدنی اش می باشد ، او در حالی می خواهد که نمی تواند و چون نمی تواند تلاش می کند تا بتواند و این تلاش همه جانبه است. به هر وسیله ممکن متوسل می شود و همه راههای درست و نادرست را تجربه می کند شاید به خواسته اش دست یابد.

اما حقیقت آنکه بار کج به منزل نمی رسد و پیامد دروغ ، رسوایی است ولی زمان دانستن این حقیقت اندکی دیر است . زیرا ما وقتی متوجه اشتباه خودمان می شویم که فرصت جبران ، را از دست داده ایم و دیگر توبه و انابه ، کارساز نیست خصوصا اگر به خود دروغ گفته باشیم.

چه باید کرد ؟؟؟

ادامه نوشته