معرفت و مغفرت
راستی در این دنیا به دنبال چه هدفی هستیم؟ رسیدن به چه مقصدی ما را خوشحال می کند؟ خواسته هایمان را مرور کنیم ، اولویت با کدامیک از آنها می باشد؟
بی تردید پاسخ به این پرسشها در میان انسانها متفاوت است و حتی آدمی در زمانهای مختلف به این سوالات ، جوابی گوناگون می دهد.
راز این نکته در آنست که بشر اساسا اهل این دنیا نیست و مانند مسافری است که برای مدتی نه چندان طولانی به این دیار پانهاده آنهم نه در شرایطی ثابت بلکه از تولد تا مرگ بصورت طبیعی دوران کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، میانسالی ، پیری و کهولت را طی می کند.
در این شرایط متغیر ، تضاد در زندگی را بصورت گرما وسرما ، زشتی و زیبایی ، سختی و راحتی ، سلامتی و بیماری ، فقر و ثروت و ... تجربه می نماید و با انبوه مشکلات روز را به شب و شب را به روز می رساند.
این انسان اگر علت حضورش را در این دنیا نداند گرفتار افسردگی و ناامیدی می شود ، دیگر نمی داند برای چه تلاش می کند و برای که زندگی ؟؟؟
فلسفه زندگی در این دنیا از سوی دانشمندان مورد توجه جدی قرارگرفته و آنها که همه چیز را تا قبل از مرگ و آنهم بطور محسوس قبول دارند فقط آزادی انسان را مادامی که آزادی دیگران را به خطر نیندازد مهمترین خواسته بشری تلقی می نمایند. درحقیقت اصلی ترین مساله لذت بردن از زندگی است و بقولی نقد دنیا را قربانی نسیه آخرت نکنیم.
اما در برابر این تفکر مادی اندیشمندانی هستند که انسان را تنها درخواسته های حیوانی اش خلاصه نمی کنند و زندگی اورا فقط در این دنیا نمی بینند. آنها شناخت و معرفت را برای یافتن حقایق این هستی مهم دانسته بدنبال کسب معارفی هستند که آنان را از رمز و راز خلفت خود آگاه سازد.
مهمترین سوالاتی که انسان در ابتدای راه شناخت و معرفت جهان هستی از خود می پرسد اینست :...