روزها در گذر است و ماه ها در پی هم اما این فصل هاست که تکرار می شود ، هرچند که برای تکرار هر فصل یک سال زمان ، لازم خواهدبود.
تاریخ نیز تکرارپذیر است ولی برای تکرار هر پدیده تاریخی حداقل ده سال ، گذشت زمان لازم می باشد. البته باید توجه داشت که این تشابه تاریخی ، برای عبرت و درس آموختن از حوادث و چرخه روزگار بسیار مفید خواهدبود.
از مهمترین پندهای این تکرار و تشابه ، موضوع شگفت انگیز « ریزش و رویش » می باشد . برای انسان باورکردنی نیست که طبیعت در پاییز و زمستان دچار ریزش برگ و میوه می شود و در بهار و تابستان با رویش برگ و شکوفه به حیاتی مجدد دست می یابد.
انسان ها نیز در گذر زمان و در تکرار تاریخ به همین صحنه عجیب و باورنکردنی مبتلا می شوند و در شرایط امتحان ، برخی از باسابقه ها ، مردود و عده ای از تازه کارها قبول شده ، به صحنه اجرا وارد می شوند.
البته بعضی هم در چهار فصل زندگی ، گل می دهند و هیچگاه و در هیچ شرایطی باغ وجودشان به خزان مبتلا نمی شود.
باید قبول کنیم که زندگی فراز و نشیب دارد اما ریزش و رویش به ذات گیاه ، بستگی دارد. کسانی که ذات طیب و طاهری دارند و از فطرت خویش فاصله نگرفته اند ، آنان گل همیشه بهار آفرینش هستند ، زیرا خود را به زمان واگذار نکرده ، نان به نرخ روز نخورده ، جذب دنیا نشده اند.
اما عده ای که در لاک حزب و گروه ، باند و باندبازی خود را اسیر کرده ، وابسته به دوستان و خویشان گشته اند ، در چرخش ایام ، نمی توانند خویشتن را از گرفتاری آشنایان برهانند و مصداق این بیت خواهندبود :
من از بیگانگان هرگز ننالم که آنچه کرد با من آشنا کرد
این آشنایان هستند که مانند غدد سرطانی آدمی را به ورطه هلاکت کشانده ، فلاکت و نیستی برای انسان به ارمغان می آورند.
انحصار در دوستی با خدا و اولیائش ، باعث می شود ، بشر از شر دشمنان دوست نما درامان بماند و پذیرش ولایت الهی موجب رستگاری آدمی برای همیشه خواهدبود.
توکل به خدا و توسل به اولیائش ، حیات ابدی را تضمین می نماید و چون گل همیشه بهار ، نشاط و شادابی را برای همیشه تامین می سازد.
فرصت عمر را غنیمت دانسته ، دل خویش را که حرم امن الهی است به غیر او نسپاریم.